ما هیچ، ما نگاه

... خـــــــــدای امــــــــروز آبـی آبـی ... آبـــــــــــــــی تـــــــــر ...

باز باران

اقراق می‌کنم شنیدن آلبوم امشب کنار غزل‌های من بخواب در روزهای بارونی خوابگاه بهشتی جزو بهترین خاطراتمه.

شنیدن ترکیب صدای همایون و بارون و بوی کاج‌های خیس، چه ترکیب معرکه‌ای بود ...

به نظرم گاهی در زندگی خوبه آدم فکر کنه که حتی میون کلی بدبختی نعمتی می‌تونه وجود داشته باشه که در زمان خوشبختی دیگه خبری ازش نباشه!

 

باز باران با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
...

بس گوارا بود باران
وه چه زیبا بود باران
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا, هست زیبا, هست زیبا

...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

کلمه

من کلمه‌ام، بیان نشوم، می‌میرم، نوشته نشوم، نابود می‌شوم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

قبل تابش جسم سیاه

حالم، حال فیزیک قبل تابش جسم سیاهه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

و هو الحسین

و هو الطبیب، ابن الطبیب و اخ الطبیب و بیته دارالشفا...

 

با مداحی پویان‌فر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
ک.

لیلا حاتمیم

توی همه فیلمایی که لیلا حاتمی و علی مصفا با هم بازی می‌کردن، همیشه تو لیلا حاتمی بودی و من علی مصفا!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

در پیری

گیرم خیلی چیزها باشد که در پیری به خاطرشان برایت سبو به هم خواهند زد ...

تا آن روز، کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

گرم کن جان مرا

با هر کسی که حرف می‌زنم فکر می‌کند باید یک گفتگوی تمام منطقی داشته باشیم! بابا دندان روی جگر بگذار من یاوه‌ام را بگویم. آدم یاوه‌گو که درجا متقاعد نمی‌شود! یا به صبر و زمان نیاز دارد یا به یک گوش شنوا؛ یک موقع اگر چیزی نگفتی خودش به یاوه‌گویی‌اش اعتراف کرد!

 

دلم اینجا تنگ است دلم اینجا سرد است
فصل‌ها بی معنی آسمان بی رنگ است

 

من در زندگی متقاعد شده‌ام که گفتگو با خانواده هیچ موقع مشکلی را حل نمی‌کند. در بهترین شرایط مشکل جدید ایجاد نمی‌کند!

راستی منتظر بودم که پیغامی بدهی تبریکی بگویی! دو سه روزی گذشته، اشکالی ندارد! ولی من کماکان منتظرم...

 

سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را
باز کن چشمت را گرم کن جان مرا...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

من نوسفرم

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

حسادت

در زندگی حسادت کرده‌ام؛ به سلمان فارسی، به حارث همدانی به سهل‌ بن حنیف انصاری!

سلمان که منا اهل بیت شد و تکلیفش برای همه مشخص است.

اما به این فکر می‌کنم که حارث به در خانه علی رفته و گفته کاری نداشتم جز آن‌که دوستی تو مرا وادار کرد که بیایم...آه! چه دشوار است روزگار بر ما. نه پیغمبرمان را می‌بینیم و نه اماممان را! فکر اینکه دق الباب کنی دری را و علی گشاینده آن در باشد ...

 

سهل هم که نمونه عجیبی است! مدالی بر سینه دارد که تا قیام قیامت می‌درخشد:

🔷 «لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ ۚ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ.» آیه ۲۱ سوره حشر
اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، می‌دیدی که در برابر آن خاشع می‌شود و از خوف خدا می‌شکافد! اینها مثالهایی است که برای مردم می‌زنیم، شاید در آن بیندیشید!


🔸«وَ قَدْ تُوُفِّیَ سَهْلُ بْنُ حُنَیْفٍ الْأَنْصَارِیُّ بِالْکُوفَةِ بَعْدَ مَرْجَعِهِ مِنْ صِفِّینَ مَعَهُ وَ کَانَ مِنْ أَحَبِّ النَّاسِ إِلَیْهِ لَوْ أَحَبَّنِی جَبَلٌ لَتَهَافَتَ» امیرالمومنین علی(ع)
پس از مرگ سهل بن حُنَیْف انصارى امام علی(ع) فرمودند که او از عشق من مرد. کوه اگر مرا دوست داشته باشد از هم می‌پاشد!

🏔  نکند قرآن سراسر حب علی است؟ ...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

عباس

عباس آمد تا زین پس هر که پرسید «عباس» به چه معنا باشد؟ در پاسخ بگوییم عباس نام پسر علی‌ بن‌ ابی‌طالب (ع) است که همه خوبی‌های یک فرد را در تمام عمرش به نمایش گذاشت.

یوم ابو الفضل استجار به الهدى...

https://soundcloud.com/alnodbah/rclgzpzwxuh1

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

بحث ممنوع

به این نتیجه رسیده‌ام که بحث‌کردن با اکثر آدم‌ها منجر به چیز فایده‌داری نمی‌شود!

ای کاش، به این ایمان هم می‌رسیدم که بحث‌کردن با اکثر آدم‌ها منجر به چیز فایده‌داری نمی‌شود!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

این همه دوری از تو

فکر اینکه ممکنه تا چهار سال کربلا نرم دیوونه‌م کرده...

 

سامون بده
لیلای من یک خبری به مجنون بده
من که مردم کرب و بلاتو نشون بده
سامون بده

 

دوا بده
درد بده
هر چی دارم ازم بگیر به من یه کربلا بده...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

حالم

حالم، حال ایران قبل انقلابه...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

یا امام ما را برسان یا برای ما بس است!

در زمانی زندگی میکنیم که نه از امام و نبی خبری هست و نه از اهل حق و معرفتی!
خودمان هم یک مشت روزمرگی هستیم که یا اسیر غرب و شرقیم یا اسیر مشتی ملای نان به نرخ روز خور!

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

خسته‌تر از خسته‌ام

آقا من خسته شدم. دیگه حالم به هم می‌خوره از این شرایط، از این روزگار...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

سلام ای کوثر و توحید و حمد

بر دل خسته می دهد اسمت لذت عشقی مدام

بر روح بلندت سلام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

به تو شکایت می‌کنیم

خدایا آخر این چه روزگاری است که نه پیغمبرمان هست و نه اماممان! چه می‌شد که ما هم بر سر کوچه علی می‌رفتیم، صورت به روی جای پایش می‌گذاشتیم، زار می‌زدیم و درد دل می‌کردیم؟! این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

پشت عینک آفتابی

امروز کسی را دیدم که در پس عینک آفتابی‌اش در نگاه اول شبیه تو بود. همان نگاه اول وجودم را لرزاند، یادت افتادم، دلتنگت شدم ولی نبودی!

نبودنت بر تمام جانم نشست. دوباره با خودم مرور کردم که چرا نگاه تو هیچ‌گاه قسمت من نشد! سهم من از این زندگی چیست؟

بی تو چیزی برایم دوست داشتنی نیست.

بیا...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

در طلبت خواهم کوشید...

من یک بار عاشقت شدم. یادم نمی‌آید که درست از چه زمانی.  ۵ یا ۶ سال پیش بود. نه می‌دانستم که عاشقی یعنی چه و نه متوجه شده بودم که دلداده‌ات هستم. تا این‌که یک‌بار دوستی گفت، ببین عاشق شدی! عاشق فلانی! و من فهمیدم که آن شور و نشاط و کنده شدن از زمین به خاطر عشق است و تو! عجیب دورانی بود. با شکوه! مبارزطلب! از آن موقع هر روز عاشقت شدم. تا آن روز،  آن تکینگی! با جزئیات کامل به خاطر دارم. با تمام جزئیات سقوطم بر زمین را درک کردم.


بعد از آن روز، بارها عاشقت شدم، ولی عقل و منطق و روشن‌فکر بازی‌ها نمی‌گذاشتند که از زمین کنده شوم. امروز، دوباره عاشقت شده‌ام! با این تفاوت که می‌خواهم این خاصیت عاشقی را حفظ کنم، مستقل از اینکه تو را داشته باشم یا اصلا تو بخواهی مرا داشته باشی! من عاشقی را می‌خواهم و نه وصال را! تو را در بی‌نهایت می‌گذارم، و در طلبت خواهم کوشید...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

پاشو بیا

چرا نمیای شادیامو کامل کنی؟!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

نشدن‌ها

همه نشدن‌ها با تو آغاز شد. بعد از تو دیگر هیچ چیزی نشد. دست به خاکستر زدم طلا که نشد هیچ، به طلا هم که دستم خورد، خاکستری شد و بر باد رفت. حکایت عمر و جوانیمان هم همین‌گونه رقم خورد. بانو پس از تو، هر روز نمی‌شود. بیا برگرد، و مسبب شدن‌ها باش!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

خواهم جنگید

به علی (ع) خواهم ایستاد، خواهم جنگید!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

حسین

آن را که‌ تویی چاره، بیچاره نخواهد شد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

فَرِّج

خدایا گه خوردیم، اماممونو بفرست :/

اَللّهُمَّ یا رَبِّ نَشکوُ غَیبَةَ نَبِیّنا وَ قِلّةَ ناصِرنا، وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا و شِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا، وَ وُقَوعَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ اْلخَلْقِ عَلَیْنا، اَللّهُمُّ صَلِّ عَلی محمّد وَ آل محمّدٍ وَ فَرِّج ذلِکْ بِفَرَجٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ، وَ نَصْرٍ وَ حَقٍّ تُظْهِرُهُ؛
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

ندارم.

نداشتن تو، همه نداشته‌هایم را هویدا می‌کند
و در این شرایط حساس، تو نیز چقدر زیبایی ...
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

حسین حسین حسین...

خوش به حال آنان که امروز در صحن تو نشسته‌اند و چنان زار می‌زنند که انگار قرار است همه غم‌هایشان در این خانه از دلشان بیرون برود ...

صلی‌ الله علیک یا مظلوم، یا اباعبدالله...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

و قرآنی که سراسر حب اوست ...

«لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ ۚ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ.» آیه ۲۱ سوره حشر

«وَ قَدْ تُوُفِّیَ سَهْلُ بْنُ حُنَیْفٍ الْأَنْصَارِیُّ بِالْکُوفَةِ بَعْدَ مَرْجَعِهِ مِنْ صِفِّینَ مَعَهُ وَ کَانَ مِنْ أَحَبِّ النَّاسِ إِلَیْهِ لَوْ أَحَبَّنِی جَبَلٌ لَتَهَافَتَ» امیرالمومنین علی(ع)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

مذهب مطلقه ما عشق است!

بی­ عشق علی نمی­‌خرندم
با او به حساب آورندم
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

ای شیر نیزه زار چه کردی ...

دستی بر آب خیره شد و برد نام تو
تا بی‌بهانه یاد کند از مقام تو

از اینکه قرنهاست برایت سروده‌اند
«ثبت است بر جریده عالم دوام تو»

یا اینکه کعبه بعد تو احرام تیره بست
آمد سیاه پوش به بیت الحرام تو

صد ها هزار گرگ گرسنه که یافتند
خود را - حقیر و گمشده - در ازدحام تو

ای شیر نیزه زار چه کردی که قرن‌هاست
شمشیر می زنند دلیران به نام تو!

با زخم مشک و چشم برادر گریستند
یک عمر، یک فرات ، غریبان شام تو

بعد از تو آب روضه‌ی جانکاه عالم است
طوفان به پاست، از عطش انتقام تو

صبحت سری به سجده و شامت سری به تشت
نازم به حسن مطلع و حسن ختام تو


عبدالمهدی نوری

#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

می‌ترسم که بالی برای پریدن دیگر نداشته باشم!

راستش را بخواهی خسته شده‌ام. هر چقدر تلاش می‌کنم، هرچقدر دورخیز می‌کنم، هر چقدر تظاهر می‌کنم، فایده‌ای ندارد.
این را از آن‌جا فهمیدم که مدت‌هاست نمی‌توانم صبح زود بیدار شوم. مدت‌هاست که از رمق اول صبح خبری نیست، از یس پس از فریضه صبح!
عجیب است. به گمانم خستگی از ناراحتی بدتر است. سابق، ناراحتی عظیم را تجربه کرده‌ام ولی بی‌تفاوت نبوده‌ام. به سحر خیزی بی‌تفاوت نبوده‌ام، به ساعت ۷ تا ۱۰ صبح بی‌تفاوت نبوده‌ام!

آه که چه کردم با خودم، چه کردند با من!

خدایا، اکنون که قلبم نمی‌تپد برای کسی، اکنون که دلم برای چیزی دیگر غنج نمی‌زند، راهی بگشا که بیم نابودی دارم!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

اوست نشسته در نظر...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

مرهم

و علی، اگر تو نبودی، آیا بود کسی که بر دردهای من مرهم گذارد؟

نمی‌دانم تو خود مرهمی یا مرهم‌گذار. بنفسی انت یا مولا!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

وبلاگ‌نویس‌

به نظرم آدم‌ها دو دسته‌ هستند. آن‌ها که وبلاگ می‌نویسند و بقیه.

وبلاگ‌نویسیان هم دو دسته‌اند. تو و دیگران!

و همه مشکل از آن‌جا شروع شد که «تو»، به دو دسته «خودم» و «خودت» تقسیم شدی!


 خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
           مرا مسافرِ شبهای انتظار کشید


دوستت دارم. همیشه داشتم، همیشه دارم!

چه تقدیر عجیبی داشت اما دوست داشتن تو!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

قبله

تا قبله کنج خیمه‌ی صحرا نشسته است
کعبه به داد سجده گذاری نمی‌رسد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

یا علی مدد

مدد ز غیر تو ننگ است ...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

انت ایه؟ دموعی حبیبی تهون علیک

از کجا معلوم که دیگر بتوانم عاشق شوم و قلبم آن‌جور که برای تو می‌تپید برای دیگری بتپد؟!

تو احساسات مرا ترور بیولوژیک کردی!

      فقط به خاطر عشقت که داد بر بادم
      دوباره در شب جمعه به یادت افتادم


     امید صباغ‌نو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

در زمان بلا

در زمان بلا، افرادی می‌گریزند و افرادی می‌ماند. نه آنان که رفته‌اند شریف هستند و نه آنان که می‌مانند.
از میان گروه اول عده‌ای گریخته‌اند چون ضعیف بوده‌اند و قصدشان این بوده که با رفتنشان قوی شوند و بازگردند برای مبارزه.  از میان گروه دوم، عده‌ای یا عقل رفتن نداشته‌اند یا توانش را. از بین گروه دوم، عده‌ای فقط تلف می‌شوند، چرا که نه  مبارز بوده‌اند و نه یاری رفتن در خود می‌دیدند. به درستی که اینان بدبختان روزگار هستند.
با این وجود، عده‌ای می‌مانند، مبارزه می‌کنند و چه بسا که قربانی نیز می‌شوند. ایشان همان‌ کسانی هستند که احترام برازنده‌ی وجودشان است و افتخار برگرفته از کنششان. ایشان فتوای حسین را که می‌گوید «در نتوانستن نیز بایستن وجود دارد» را عمل کرده‌اند. اینان حسینی هستند...

«مسئولیت زاده توانایی نیست، زاده آگاهی و زاده انسان بودن است.»


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

فرمالیسم

آمدی، خنده‌ای زدی...

تمام فرمالیزمی که ساخته بودم فرو ریخت!

من مجددا فروکاهش کردم به حزین‌ترین حالتم!


جان...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

دیدار به کی؟

میدانی چه مدت است که نه دیدمت و نه شنیدمت؟

کسی میگفت که سعی کن عشق خاصیت تو باشد و نه ارتباط تو با یک شخص خاص.

به نظرم این ایده را می‌شود با یک مدل پسمانددار، مدل کرد. اما برای شروع باید کسی باشد تا خاصیت شکل بگیرد.

تو خاصیت من بودی. تو عشق من بودی. تو همه من بودی...


اکنون، بحرانیم! لااقل بیا بخوانمت چند سطری ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

رسالت

«برخی در باره آثار شهادت حسینی تردید کردند! و آن را قیامی خوانده‏‌اند که شکست خورده است؛ شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگِ پیروزی بوده است که دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده وعمیق و بارآور باشد؟
حسین با شهادت «ید بیضاء» کرد، از خون شهیدان «دم مسیحائی» ساخت که کور را بینا می‏کند و مرده را حیات می‏بخشد…

اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ کلمه‏‌ای است که با خون تلفظ می‏شود.»

علی شریعتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

تو دقیقا همون حسی!

- دیدی بعد از اسپرسو خوردن یه عطش خاصی آدم میگیره؟

- آره خب

- بعضی از کافه‌ها اسپرسو رو با یه لیوان آب خنک سرو می‌کنند که این عطش برطرف بشه بعدش.

- خب؟

- دیدی بعدش چه حس خوبی آدم پیدا می‌کنه؟ کافئین سر کیفت میکنه و اون لیوان آبه خنکت!

- اوهوم

- تو دقیقا همون حسی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

تغییر

تغییر کرده‌ام، خوب و بدش را نمی‌دانم!
آن‌چه مشهود است حال خوب این روزهای من است.


امسال به تو رای می‌دهم، هرچه بادا باد!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ک.

الهی این لیلی خیر نبینه

   تا دنیا دنیاست لیلی همینه

      مجنون بزرگ ترین احمق زمینه

    لیلیِ منم رفت این قصه تکرار شد

           الهی این لیلی خیر نبینه ...


آی لیلی آی لیلی لیلی‌
آی لیلی آی لیلی لیلی
آی لیلی آی لیلی لیلی‌
آی لیلی آی آی لیلی


(سینا حجازی)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

باختیــــــــــــم

دیدی چگونه باختیم؟
مثل معروفی است که هر شکست، مقدمه‌ای است برای یک پیروزی.
خب این هم، درست مانند سایر گزاره‌های مردمی، از دقت کافی برخوردار نیست؛
چرا که ما باختیم و دیگر خبری از ظفر نیست.
دیگر ظفری در کار نیست. آن‌چه نباشد را چه حاجت به مقدمه!
 باید قبول کرد.
گاهی مجبوری که بپذیری. گاهی باید به ناممکن‌ها ایمان بیاوری.
و چه سخت است این‌گونه از ایمان. ایمان به ناممکن‌ها.


«ما باختیم اما
باید قبول کرد شکست ما
انکار عشق نیست …»


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

در آخرت فقط همین قسم به درد می خورد

اگر که غم برای توست ، غم به درد می خورد
غمت برای خوب بودنم به درد می خورد

نباید از یکی دو قطره اشک هم گذشت ، چون …
همین دو قطره اشک لاجرم به درد می خورد

بلند گریه می کنم ، هزار شکر این صدا …
برای روضه ی تو دست کم به درد می خورد

اگر چه سنگدل شدم ولی حسین ، قلب من
برای سنگ فرش در حرم به درد می خورد

اگر پرم به درد پر زدن نمی خورد ولی …
برای روی تیغه ی علم به درد می خورد

حسین اگر خودت نظر کنی به شعرهاى من
شبیه شعرهاى محتشم به درد می خورد

مدافع شعائر توایم با سلاح شعر
درست مثل اسلحه قلم به درد می خورد

دم حماسی میانه ‌دار روضه گرم باد
شبیه ذوالفقار این دو دم به درد می خورد

هزار حج به زیر پای زائر تو ریخته
مسیر کربلا قدم قدم به درد می خورد

در آخرت تو را به جان مادرت قسم دهم
در آخرت فقط همین قسم به درد می خورد

عزیز فاطمه ! به فکر هیچ کس نمی رسید
برای دفن تو حصیر هم به درد می خورد


آرش براری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

زمونه قلابی‌ها

بچه که بودم، اگه یه موقع خوراکی چیزی می‌خوردم تو خیابون، مثلا اگه بستنی می‌گرفتم و تو راه خونه می‌خوردم، بابام دعوام می‌کرد. می‌گفت شاید یکی دلش ببینه و بخواد ولی نتونه بخره! راستش تا چند وقت پیش نمی‌فهمیدم این حرفو ولی تازگیا بهش رسیدم!


عزیزی که خوشحالی‌هاتو فریاد می‌زنی، کمی آروم‌تر، شاید خیلیا نمی‌تونند مثل تو خوشحال باشن. وقتی خوشحالی، زیاد بلندبلند ذوق نکن شاید بعضیا دلشون بشکنه.

خدا برای هم نگه‌تون داره! دست عشقتو بگیر ولی نه تو چشم بقیه! شاید یکی بدجور بخواد حتی به مدت چندثانیه جای تو بود.


چقدر زمونه عوض شده، چقدر قدیما حرفا لااقل به دل می‌نشست. چقدر گم شدیم ما. امون از دل‌هایی که هر روز به راحتی می‌شکنیم و انگار نه انگار!

من از این زمونه ماشینی تقلبی بیزارم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

دوستت دارم

به خدا دوستت دارم ای عزیزتر از جان!

ای کاش لااقل یک فرصت، فقط یک فرصت به من می‌دادی.

شانه‌های سرد تو، مرا دل‌سرد می‌کند از زندگی...


ولی دوستت دارم

هزاربار، در هر شب و روز فریاد خواهم زد

که دوستت دارم ای بی‌معرفت


افسوس که این روز‌ها، حتی دیدارهای کوتاه مدت هم از من دریغ شده.

حتی در تلگرام!


دوستت دارم
این تمام حرف من است٬

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

تهی

به گمانم اخیرا توانسته‌ام از قید جاذبه افکار معطوف به تو خارج شوم.

خوب است یا بد؟! نمی‌دانم!

آن‌چه می‌دانم این است که رها گشته‌ام از آشوب‌های پی‌درپی. با این که از درون همه چی تهی گشته.


انفجار‌های هسته‌ای دو تخریب دارند:
نخست، با انفجار هر چیزی که سر راه باشد را نابود می‌کند و  همه چیز را از مسیرش پس می‌زند. سپس خلائی که در پی انفجار ایجاد شده، همه چیز را به داخل خود می‌کشد و اگر چیزی سالم مانده باشد، آن را تخریب می‌کند.

فکر می‌کنم، اکنون، وضعیت من، وضعیت پس از انفجار است...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

ارباب

ارباب
می‌دانم که می‌دانی که چه شوقی است در دلم برای زیارت شما در اربعین...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

انتروپی

عشق یک‌طرفه، مثل فرایند بازگشت‌ناپذیره، غیر از این که انتروپی ذهنتو زیاد می‌کنه، هیچ فایده‌ی دیگه‌ای نداره!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

سیاه‌چاله

به قدری دلم گرفته که همه‌ش فکر می‌کنم نکنه یه سیاه‌چاله قورت داده باشم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

ابن عکس

من به این عکست خیلی حساسم

هر بار میبینمش دلم هووررری میریزه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

hysteresis

می‌دانی، دوست داشتن فرایند شبه‌ایستایی نیست، اصلا به هیچ‌وجه تعادلی نیست محبوب من. عاشق شدن hysteresis دارد! مدت زمانی طول می‌کشد تا دلباخته شوی. مرتبه بزرگی این زمان برای هر کس متفاوت است. با این وجود، برگشتن به حالت قبلی سخت است، طول می‌کشد، نه این‌که نشود، نه، اما از مرتبه طول عمر انسان زمان می‌خواهد!

می‌بینی عزیزم،

می‌توانم فراموشت کنم، اما پس از مرگ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

تلگرام

می‌خواستم برایت بفرستم


   دوشَت

   به خواب دیدم و
   گفتم خوش آمدی
   ای خوش ترین خوش آمده
    بار دگر بیا

   هوشنگ ابتهاج



اما نشد!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

همبستگی

من در لفافه می‌نویسم و تو با کنایه.

من معمولی می‌نویسم و تو شاعرانه!


چه می‌شود کرد؟!

هعی!

امیدوارم یک همبستگی وجود داشته باشد

                          بین کنایه تو و لفافه من!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

آشنا

دیشب از شدت درد بیدار شدم.

اما این درد، نه یک درد جدید، که آشنا بود؛

جای خالی تو بود در زندگی که هیچ هیجانی ندارد ...


هنوز قلبم می‌تپد برای تو!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

مخاطره

  ای عشق، چقدر مخاطره‌آمیزی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

بغض

ای بغض، چقدر برای من آشنایی!

جنست را می‌شناسم، بافتت را می‌دانم.

در هر کجا، در هر زمان، در هر شخص ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

صد پست

دوستت دارم،

              این خودش صد پست است. 

             باور کن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.

حسرت

روزی خواهم مرد با سینه‌ای پر از حسرت...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ک.