اخیرا حرف های زیادی سر دلم گیر کرده! حرف هایی برای گفتن و حرف هایی برای نگفتن! حتی اونهایی که برای گفتن هستند رو نمیتونم همه جا مطرح کنم! حتی بین دوستان! و این خودش غربت بزرگیه! روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم! به قول سهراب!

ولی اینجا میزنم! اینجا زمین خودمه! وبلاگ خودم! جایی که دل خوشم به این که معمولا کسی نیست که به حرف هام گوش کنه که بعدش شاکی بشه!  اینجا میخوام بلند فریاد بزنم: من برعکس اکثر دوستانم از دکترگشتاسب به شدت خوشم میاد! این حرف رو میزنم چون این جمله دقیقا بیانگر وضعیت فکری خودمه! در حقیقت دکتر گستاسب رو دوست دارم چون طرز فکر خودم رو دوست دارم!

به عنوان مقدمه: من از فاینمن خوشم میاد! نه به خاطر تیپ و قیافه ش نه به خاطر اینکه یه آدم مشهوره! از فاینمن خوشم میاد چون کارش رو خوب انجام داد! فیزیکدان بود و یک معلم بینظر فیزیک!

من دانشجوی فیزیک هستم. در دبیرستان به اختیار خودم رفتم رشته ی ریاضی-فیزیک، مثل خیلی های دیگه که همین طوری رفتند! خب اکثرا همین کار رو میکنند دیگه! تا اینجای مسئله زیاد اعصاب خورد کن نیست! گذشت تا اینکه ما به کنکور رسیدیم و بعد از اون به انتخاب رشته! ۷ انتخاب اول فیزیک و چهار انتخاب بعد ریاضی! هیچکس باورش نمیشد! هر کسی هم که برگه ی انتخاب رشته ی مبارک رو میدید حداقل چیزی که تحویلم میداد یه نگاه عاقل اندر سفیه بود! بگذریم. با افتخار فیزیک رو انتخاب کردم و با افتخار فیزیک قبول شدم و اومدم شهیدبهشتی!
مطمئن بودم که توی کلاس با آدم هایی مواجه میشم که از سر اجبار و یا هر دلیلی که غیر از علاقه به علم بوده اومدند فیزیک، همین قدر هم مطمئن بودم که یک سری آدم پیدا میشند که مثل من به خاطر دلشون اومدند فیزیک و نه بهر دنیا! دقیقا مشکل از اینجا شروع شد که من از گروه اول زیاد دیدم و از گروه دوم انگشت شمار!  و جالب اینجا بود که گروه اول زبانشون دراز بود و فکرشون کوتاه!
من کارم فیزیکه، عشق و تفریحم فیزیکه و رسما زندگیم فیزیکه! برای همین این کار رو سعی میکنم حرفه ای دنبال کنم! نمره ای که میگیرم حقم باشه! نه با دوز و کلک هایی که ملت نمره میگرند! خب برای من چی مهمه؟! فیزیک یادگرفتن و فیزیک فهمیدن! یا به طور بهتر رسیدن به یک شهود فیزیکیه! (sense)
گفتم فاینمن! چرا من اینقدر فاینمن رو دوست دارم؟ چون خوشتیپه؟ نه لزوما! خوشتیپ تر از اون هم هست! بی خداست؟! نه مطمئنا! من یک خداباورم! پس چرا؟! من فاینمن رو دوست دارم چون Sense فوق العاده ای داشت. توی روزگاری که فیزیکدانها دارند به ریاضیات متوسل میشند تا وقتی که دیگه نمیتونند چیزی بفهمند ریاضیات اونها رو به یک رهیافت جدیدی برسونه! ولی فاینمن این جوری نبود! فاینمن فیزیک دان بود! پر از شهود فیزیکی! و زحمتهای بسیاری کشید تا اینکه به فیزیکدانهای آینده بفهمونه درک و شهود بر محاسبات ارجحیت داره! نمیگم ریاضی بده! ولی برای ما نباید قبل از شهود قراربگیره! این همه داستان رو گفتم چون میخوام بگم من دنبال اساتیدی میگردم که بهم پیدا کردن شهود رو یاد بدند نه یک سری محسابات خشک رو! دوست دارم اول شهودم مسئله رو توجیه کنه بعد قانون گاوس!


من دکتر گشتاسب رو دوست داشتم چون بر خلاف بقیه، بیشترین شهود رو داشت، من دکتر گشتاسب رو دوست دارم چون خیلی سریع تر از اینکه محاسبات طولانی من به نتیجه برسه اون نتیجه رو با شهودش میگفت! کاری که یه استاد دیگه با مثمتیکا انجام میداد دکتر گشتاسب پور با یکم تمرکز با یه گچ و تخته انجام میداد! دکتر به من یاد داد که هیچ شیوه ی روتینی برای فیزیک خوندن نیست! دکتر به من یاد داد که نمره رو فراموش کنم و به درک فکر کنم! من از دکتر یاد گرفتم که به طبیعت وفادار باشم! بارها و بارها با ایشون در مورد زاینده رود عزیز صحبت کردیم! همین طور در مورد اینکه چه طور طبیعت میتونه الهام بخش باشه! شاید اخلاق دکتر خاص بود ولی من حداکثر تلاشم رو میکردم که به تونم با ایشون ارتباط برقرار کنم و البته بعد از یکی دوهفته از این تعامل بسیار لذت بردم! دکتر خارج از کتاب حرف میزد و من بسیار این کار رو دوست داشتم! مطالب کتاب که توی کتاب بود! میشد خود آدم بخوندشون! (هر چند که دوستان باز هم اعتراض میکردند!) شیوه ی توضیح دادن دکتر شاید کمی رمزآلود بود ولی بسار قوی و پرمحتوا بود! دکتر کاری کرد که من بعد از مدت ها واقعا سر کلاس به «معلم» شدن افتخار کنم! من دکتر گشتاسب پور رو رو دوست دارم چون شیوه ی فکرکردنش رو دوست دارم! الان هم هر کلاسی که ایشون داشته باشند رو با اشتیاق کامل شرکت میکنم! هر کی هم هرچی میخواد بگه!

بر عکس تعداد زیادی از هم کلاس های دوست داشتنی خودم، بعد از کلاس سید رضوی (پیش دانشگاهی)، کلاس فیزیک۲ دکتر گشتاسب رو با اشتیاق میرفتم! چندوقت پیش فهمیدم که شخصی (همیشه معترض!) کابوس ایشون رو میدیده! خیلی خندیدم! واقعا بعضی ها اشتباه اومدند اینجا! ای کاش اونایی که اشتباهی اومدند زندگی شون رو بیشتر خراب نمیکردند و میرفتند! ای کاش!

با آرزوی سلامتی برای دکتر مهرداد گشتاسب پور عزیز